![]() |
![]() |
![]() |
یا حق
جلسه هفتگی شماره ۱۸۶ تاریخ ۱۴/۱/۸۷ ( ۱ - ۸۷ )
قرائت حزب ۶ قرآن ( آیات ۹۲ تا ۱۰۵ سوره بقره)
منزل: محسن رئیسی
سخنران: جناب آقای کریم زادگان
موضوع: معرفی کتاب هفت عادت مردمان موثر
تعداد حاضران حدود ۴۰ نفر
--------------------------------------------------
موضوع سخنرانی بنده درباره معرفی کتابی است با نام " هفت عادت مردمان موثر " اثر استفان کاوی. از این کتاب دو ترجمه های را در ایران میشناسم . خانم گیتی خوشدل و آقای محمدرضا آل یاسین هستند که با ضخامتهای متفاوت و انتشارات مختلف در بازار موجودند. حتی کتابهای مختلفی با این سبک و سیاق و از روی آن نوشته شده اند. مثلاً کتاب " هفت عادت نوجوانان موثر " که نوشتهی شون کاوی ( یکی از 9 فرزند استفان کاوی) است و کتابی است غیرفلسفی و پرمثال با مطالبی نسبتاً گسسته. همچنین کتاب " هفت عادت خوب خانواده " که همسر و اعضای خانوادهاش ان را نوشتهاست
با این توصیفات و با توجه به اینکه " بیهوده سخن نبود به این درازی "، پس این کتاب احتمالاً حرفی برای گفتن داشته است که این طور مخاطب جذب کرده است.حتی این کتاب در غرب هم بازار خوبی دارد که این عجیب است. زیرا این کتاب در فضایی نوشته شده است که به فضای ما شرقی ها نزدیک تر است و با ما بهتر ارتباط برقرار می کند.
حالا وارد کتاب می شویم و عادت اول آن را کمی توضیح می دهیم. عادت اول: عامل باشید. البته لغت عامل در این کتاب active نیست و نویسنده از کلمه pro-active استفاده کرده است و آن را در مقابل لغت منفعل و واکنشی و شرطی قرار داده است. یعنی منفعل نباشید.
آیا ما همیشه قربانی محیط و شرایطی هستیم که در آن قرار داریم، یا می توانیم مستقل از هر شرایط و امکاناتی که در آنیم، اصول خود را داشته باشیم؟ یک نفر از اطراف اثر کامل می گیرد و یک نفر تماماً از درون می جوشد..
اگر به کشورمان ایران توجه کنیم، می بینیم که بحران هایی در تاریخ ما وجود دارد که هنوز بعضی قائل به این هستند که ایران هنوز در مقابل اثرات آنها قد راست نکرده است. مثلاً حملهی مغولها، حملهی افاغنه، حملهی اعراب و .... اما ایران با وجود همهی این حملات و غارت ها هنوز هم همان هویت اصیل خود را حفظ کرده است. در صورتی که اگر به مصر نظر کنیم خواهیم دید که این کشور هم با وجود تمدن غنی و مستقل در مقابل ورود اسلام و حملهی اعراب حتی زبان خود را از دست داد و به یک کشور کاملاً عربی تبدیل شد و الآن در جرگه کشورهای عرب شناخته می شود. ایرانی ها حتی در اثر حملهی اعراب هم مسلمان نشدند و تا گرفتن حکومت به دست خود، اسلام نیاوردند. و این به علت آن هویت درونی غنی در ایران بود. اوج تاثیر این هویت را در اسلام آوردن مغولها می بینیم که حتی پس از اینکه مغولان حکومت را در ایران بدست گرفتند، با تلاش امثال خواجه نصیرالدین طوسی که در حکومت وارد شده بود به اسلام گرویدند. آیا در ایران شرایط محیطی اثر بیشتری داشته یا آن فرهنگ موجود قبلی؟
نویسنده داستانی را از ویکتور فرانکل روانکاو اتریشی نقل می کند و می آورد: فرانکل به علت یهودی بودن، زندانی اردوگاههای مرگ نازی شد. خانوادهی او همگی در کوره های آدم سوزی جان دادند. خودش نیز شکنجه های زیادی را تحمل کرد. روزی برهنه و تنها در اتاقی کوچک از نکتهای آگاه شد که بعدها آن را " آخرین آزادی های انسان " خواند. آن آزادی که شکنجه گران نازی نمی توانستند از او بربایند. آنها می توانستند هرچه می خواهند با جسم او بکنند. اما هویت اصلی او همچنان دست نخورده باقی می ماند. زیرا او بود که می توانست تصمیم بگیرد همه اینها چگونه بر او اثر کند. فرانکل دریافت میان آنچه برای او رخ می داد ( محرک ها ) و واکنش او نسبت به آنها، آزادی یا قدرت انتخاب وجود دارد.
این که هر عملی را عکس العملی است هم اندازه و هم راستا و خلاف جهت آن مربوط می شود به اجسام و طبیعت. ما آدمیم و می توانیم مستقل از هر ورودی ای یک خروجی متفاوت داشته باشیم. مثلاً اگر کسی سیلی در گوش ما زد، اگر برگردیم و در گوش او بزنیم و منتظر فعل بعدی او باشیم در واقع ابتکار عمل را به دست او داده ایم. در صورتی که می توانستیم با عکس العمل مناسب، سوار بر شرایط شویم.
البته می توانیم به جای لغت عامل از کلمه کنشگر استفاده کنیم. در واقع آن را در مقابل لغت واکنشی قرار می دهیم. یعنی رفتار شرطی نداشتن نسبت به رفتاری که با ما می شود.
به همین ترتیب عادات در این کتاب آمده است. تا جایی که در انتها عادت هفتم را با عنوان " اره را تیز کنید " داریم که در سال پیش دانشگاهی زیاد به گوشتان خورده است.
و منه التوفیق و علیه التکلان
20/1/87
باسمه تعالی
جلسه هفتگی این دو هفته! هم الحمدلله چهارشنبه ۳ بهمن منزل سجاد شفیعی فر برگزار شد. الحمدلله دوستان زیادی رو دیدیم. آقای طالب لو هم زحمت کشیدند و سخنرانی خوب و کاربردی کردند که همین جا ازشون تشکر می کنیم.
کیفیت تصاویر وبلاگ تغییری نکرده! ولی گزارشی که مجید (حاجی جسینعلی) بنویسه و محسن رئیسی تایپ کنه انصافا خوندن داره. دست جفتشون درد نکنه مخصوصا مسن که زحمت کشیده نموداری که توی جلسه بحثش بود رو هم کامپیوتری کرده. این هم گزارش جلسه:
گزارش جلسه ۱۸۲ - ۳بهمن۸۶ - سخنران: آقای علیرضا طالب لو - منزل سجاد شفیعی فر
روان شناسیِ رشد، ابتدا جاده ی زندگی انسان را پیدا می کند، این که آدم های مختلف در پیچ های مختلف زندگی چه طوری رفتار می کنند. حال هر طور در نظر بگیریم. یکی از دغدغه های بچه های مفید، دغدغه های فرهنگی و تاثیر گذاری است.
در روان شناسی آدم ها در یک دسته بندیِ بسیار کلی دو نوع هستند:
1- درون گرا: در حوزه ی احساسات، درونِ خودشان مهم است و دوست دارند، احساساتشان را در درون خود جواب دهند.
2- برون گرا: دوست دارند دائم مطرح شوند و نیاز های احساسی خود را در ارتباط با دیگران بر طرف کنند.
از منظری دیگر روان شناسان دستگاه روانی انسان را بررسی می کنند، که از سه لایه ی زیر تشکیل شده است:
1. لایه اول: میل
أ.لایه ی بدنی:
قسمت هایی از نیاز های روانی انسان که با پاسخ به نیاز های مادی بدن پاسخ داده می شوند. مانند رفع تشنگی، گشنگی، لم دادن و...
ب. لایه ی اجتماعی:
نیاز هایی که به وسیله ی حضور در اجتماع پاسخ داده می شوند. و در مورد بروز و رفع آن ها حضور دیگران لازم است. برای تمایز این مورد با قبلی می توان گفت؛ نیازی اجتماعی است که با هیچ قسمتی از بدن بر طرف نشود.
نکته دیگری که در مورد نیاز های اجتماعی قابل توجه است. این است که بر خلاف نیاز های بدنی که باید واقعا ارضا شوند. این نیاز ها را می توان به صورت کاذب ارضا نمود.
ج. لایه ی فردی:
این نیاز ها فقط به وسیله ی خود انسان احساس شده و توسط خود او نیز برآورده می شوند. مثل احساس استقلال یا عزت نفس
· گاهی اوقات افرادی که بیش از حد در چمع هستند لایه ی فردی را فراموش می کنند.
· گاهی فردگرایی منجر به گوشه گیری می شودن.
· گاهی هم اتفاق می افتد که افرادی خیلی در جمع هستند و حتی افراد شاخص، جمع خود هستند. اما در واقع در لایه ی فردی هستند چون نیاز های فردیشان در جمع رفع نمی شود.
2. لایه ی دوم: نیاز های عقلی
انسان های این لایه به تفکر انتزاعی میپردازند. درمورد مسائل به تجزیه و تحلیل می پردازند. این افراد عموما افرادی منطقی هستند. حتی بدون وجود چیزی راجع به آن فکر و تصمیم گیری می کنند. مثل ریاضی
3. لایه ی قلبی
لایه که انسان به آن اعتقاد پیدا می کند. این نوع روان شناسی در بررسی های روان شناسی مادی جایی ندارد. و به خاطر درونی بودن و خاص بودن آن ناشناخته تر است. چیز هایی مثل عشق، ایمان، اعتقادات(غیر عقلی) در این لایه قرار دارند.
حال می توانیم بگوییم، آدم هایی که با آن ها ارتباط داریم در کدام لایه قرار دارند. و به دنبال نیاز های کدام لایه اند. همان طور که از نمودار پیداست؛ هر چه در دایره، به سمت درون برویم، لایه های بیرونی تحت کنترل ما قرار می گیرد. اما هر چه ببرون تر باشم. لایه های دیگر ما ار به اسارت خود در می آورند.
انسان ها به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه در یکی از این لایه ها استوار می شوند.
در زیر به بررسی تیپ های هر کدام از بالا می پردازیم:
· تیپ بدنی: تمام نیازهای او در الیهی بدنی او تامین می شود. این افراد دغدغه ی خاصی ندارند. در تضاد بین لایه های میلی و بدنی، بدنی را برمی گزینند. مانند ترجیح دادن خواب بر نماز صبح. این که یک خدا هست یا دو و یا سه برای آن ها یکسان است.
· تیپ اجتماعی: برای این افراد نمود خارجی، شهرت و ... مهم است. برایشان مهم است دیگران در موردشان صحبت کنند، حالا خوب یا بد مهم نیست! رفتار این افراد تابع موقعیتی است که در آن قرار دارند. مثلا در جمعی، از یک موضوع عصبانی شده و به طرف مقابل تهاجم می کنند و در جمعی دیگر در مورد همان موضوع دم از سازش می زنند.
این گروه نسبت به تیپ قبلی، تحلیل بهتری دارند ولی باز برای اجتماع کار می کنند. این آدم ها در تنهایی کاملا تیپ بدنی به خود می گیرند. مثلا در جمع نماز را با طولانی و با تعقیبات خوانده و در نهان آن را کوتاه می کنند.
-
تیپ فردی: در جمع اصرار زیادی بر تفاوت خود دارند. حتی سعی می کنند لباس، مو و ... خود را به گونه ای انتخاب کنند که از دیگران متفاوت باشند. خودشان را از جمع جدا می کنند و از آن اثر نمی پذیرند. سعی می کنند مطالعه و تحقیق خود را بالا برند و خود تحقیق کنند تا نیاز هایشان بر طرف شود.
جمع احساس دوگانه ای در مورد این ها دارد. از طرفی آن ها را دوست درد چون برجسته اند و از طرفی از آنان می ترسد چون ملاحظه ی جمع را نمی کنند.
-
تیپ عقلی: اهل منطقند. با این آدم ها راحت می توان حرف زد چون مطیع احساسات نیستند. این افراد معمولا افراد خشکی هستند.
-
تیپ قلبی: خیلی شناخته شده نیستند. این افراد برنامه ی خود را بر اساس اعتقاد خود می ریزند. این آدم ها، هر چند خودشان خیلی تکان نمی خورند ولی افراد زیادی شیفته ی آنان شده و تکان می خورند.
در پایان یک نکته قابل توجه است، گاهی، افراد بر اساس شرایط دو شخصیت می یابند:
شخصیت پایگاهی: دوست دارند یکی از لایه ها را پایگاه خود قرار دهند.
شخصیت پناهگاهی: بر اساس شرایط و اضطرار، مجبور می شوند پایگاه خود قرار دهند.
و منه التوفیق و علیه التکلان
التماس دعا.
باسمه تعالی
اول از همه بابت تاخیر در قرار دادن عکس جلسه قبل معذرت می خام. ایام امتحانات و ایام و ...! شاید خلاصه سخنرانی رو هم یه روزی گذاشتیم! اگه خدا بخواد!
جلسه شماره ۱۸۲ هم ان شاءالله روز چهارشنبه این هفته، منزل سجاد شفیعی فر برگزار خواهد شد. فکر کنم توی درگیری امتحانات دیدن دوستان خیلی تماشایی باشه!(افکتش!)
آدرس جلسه: شهرک غرب – بلوار شهید دادمان (پونک باختری سابق!) – بلوار درختی – گلستان 1 – کوچه مهر یکم – پلاک 7 – زنگ سمت راست، طبقه سوم
سخنران: آقای علیرضا طالبلو (معرف حضور هستند دیگه؟)
ان شاءالله بعد با نماز جلسه آغازیدن خواهد گرفت.
این هم تصاویر جلسه قبل:
(یکی از دوستان با دوربین خفن موبایل خفنشون عکس گرفتن ولی به دست ما نرسوندن! ما هم مجبوریم فعلا کیفیت دوربین فرهادو تحمل کنیم!! (شوخی کردم. دستش درست!) البته این رفاقت هاست که مهمه!!)
و منه التوفیق و علیه التکلان



